روزی یکی از دوستان ملا پیش او آمد و استدعا کرد که نامه ای برای او به دوستش در بغداد بنوییسد.
ملا گفت: من وقت رفتن به بغداد را ندارم. دوستش گفت: من از تو نخواستم که به بغداد بروی، من خواستم که نامه ای جهت دوست من به بغداد بنویسی.
ملا گفت: چون خط من خوانا نیست و کسی جز خودم نمی تواند آن را بخواند مجبورم همراه خطم تا بغداد بروم و آن را بخوانم.
تاريخ : پنجشنبه 12 فروردین 1395 ا 14:09 نويسنده : mahasa ا
ارسال نظر(0)