1-پسر خچل:سنبین 15 تا 19 سال، خام و نپخته، سرد و گرم نچشیده، جسارت بسیار، حماقت فراوان، زود پشیمون،
زود رنج،قربانی عواطف زود گذر یا مبادلات خانوادگی، بچه اش از خودش بزرگتره!!
2-پسر مچل:سن بین 19 تا 25 سال، ژیگولی، دانشجو، سرباز، رفیق باز، وابسته به پول بابایی،
بیکار، آینده دار، توی هر دامی که براش پهن کنن تلپی میفته، کیس مناسبی برای تور شدن، کم ظرفیت، یکی میزنه یکی میخوره!
3-پسر هچل: سن بین 25تا 29 سال، رسیده، حاضر آماده، دارای کار وبار، فارغ التحصیل، با کارت پایان خدمت، دارای شکستهای عشقی فراوان،
بسیار با تجربه، دم به هر تله ای نمیده، عصا قورت داده، کمی کج و معوج، پر از قزشمه!!
4- پسر کچل: سن بین 30 تا 37 سال، گرفتار، در گیر، پرکار، پرخور، همچنان پرشور، نقل و نبات، گوله نمک، فوران احساسات،
راضی به رضای خدا ، دارای کار و بار و خانه قسنت هر کی بشه مبارکه!!
پدر:پسرم دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی؟
پسر: نه پدر! من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم!
پدر:اما دختر مورد نظر من، دختر بیل گیتش هست!
پسر: آهان اگر اینجوریه، قبول!
پدر به دیدار بیل گیتس می رود!
پدر:برای دخترت شوهر سراغ دارم!
بیل گیتس:اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند!
پدر: اما این مرد جوان قایم مقام مدیر عامل بانک جهانی است!
بیل گیتس: اوه، که اینطور!در این صورت قبول است!
پدر به دیدار مدیر عامل بانک جهانی می رود!
پدر:مرد جوانی برای سمت قایم مقام مدیر عامل سراغ دارم!
مدیر عامل:اما من به اندازه کافی معاون دارم!!
پدر: ام این مرد جوان داماد بیل گیتس هست!!
مدیر عامل: اوه، اگر اینطور است باشه! قبول!و معامله بهاین ترتیب انجام میشود.
نتیجه اخلاقی:حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم میتوانید چیزهایی بدست آورید.اما باید روش مثبتی برگزینید..